در انتهاي هر سفر
در آيينه
دار و ندار خويش را مرور مي كنم
اين خاك تيره اين زمین...
پاپوش پاي خسته ام ...
اين سقف كوتاه آسمان ...
سرپوش چشم بسته ام ...
اما خداي دل !!!
در آخرين سفر
در آيينه به حز دو بيكرانه كران
به جز زمين و آسمان
چيزي نمانده است ....

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم مهر 1388 توسط قطره ی اشک


